میترائیسم (آئین میترا)
به نام اهورامزدا ...
آنگاه اهورامزدای دانا که با دانش خویش نیروی زندگی می بخشد، چنین گفت: آیا یکنفر سرور دنیوی شایسته یا یک رهبر و نجات دهندهی روحانی را که سرشار از پاکی و پرهیزگاری باشد نمیشناسی ؟ آیا چنین نیست که آفریدگار ترا از برای پاسبان و نگهبان آفرینش برگزید و ماموریت جهان را به تو بخشید ؟
آئین میترا، آئین اسرار است. اسرار این مسلک با پافشاری و اصرار حفظ میشد و برای معدودی که در درجات عالی ترقی میکردند مکشوف میشد. به همین جهت نوشتهیی از آنان در زمینه اسرار دین به دست نیامده است و تنها به جای نوشتن، به نقاشی، تندیسگری و نقش برجستهسازی اکتفا میکردند.
در میان پیروان آیین میترا، روز بیست و پنجم دسامبر، روز تولد مهر بود که آن را جشن میگرفتند. مساله زایش مهر، با توجه به سابقههای اساطیری، در واقع امری شگفت است. صخرهیی آبستن میشود، و میترا از دل آن صخره زاده میشود. بیرون آمدنش از دل سنگ، با برهنگی است. اما کلاه شکسته مهری بر سر و به دستی خنجر و به دستی دیگر مشعل دارد. نقاشیها و نقش برجستههایی از این صحنهها وجود دارد که همه متفاوت است.
آیین میترائی در بنیاد – زیربنای ایرانی خود را در ثنویت حفظ کرد. این ثنویت از شکل آیین زروانی متاثر بود. در آیین میترایی، خداوند بزرگ زروان اکرنه یا زمان بیکرانه است. خدایی که بدنی چونآدمی و سری بهسان شیر دارد و گرد بدنش ماری حلقه زده است. بعد از او چنان که گذشت آسمان و زمین هستند و اقیانوس. خدایان دیگر از این سه به وجود آمدند. آسمان اورمزد است که همراه با فرشتگان خود با اهریمن که عواملش دیوان هستند در یک پیکار دایی است. اورمزد، اهریمن و دیوها را با صاعقه و آذرخش آسمانی میزند. در این آیین، میترا مشهورترین جایگاه را دارد. وی از صخره سنگی زاده میشود. شبانان برای پرستش وی میآیند.
میترا در آغاز با خورشید پیمان بسته و متحد میشود. پس گاوی زورمند را در یک کش مکش طولانی دستگیر کرده و به غاری میبرد. گاو از غار میگریزد. میترا با یاری کلاغ که پیک خورشید یا اورمزد است گاو را یافته و به غار برده و با ضربت خنجر او را میکشد. از محل جاری شدن خون گاو، خوشههای گندم میروید و درخت انگور و سایر گیاهان.
از قرن چهاردهم ق.م در ایران و آسیای صغیر از دین مهرپرستی نشانههائی در دست است در اسناد هیتی نام سه تن از خدایان این دین ایرانی آمده است. در مهرپرستی میثره که در آیین زرتشت نیز باقی مانده و نام آن امروز به کلمه "مهر" بدل شده است؛ رکن مهم این آیین کهن بشمار میرفته و از زمانهای بسیار قدیم جزو معتقدات آریاییان ایرانی و هندی بوده است.
اکنون دانشمندان معتقدند که این خدا یادگار روزگاریست که آریاییان هندی و ایرانی در یک جا با هم زیسته و تمدن و دین مشترک داشتهاند. خدایان دیگر آنها در میان هندوان بنام "اسوره" و در اوستا بنام "دهوره" بوده است.
آیین مهرپرستی پس از آنکه در هزاره دوم ق.م نخست در آسیای صغیر و کتیبههای هستی پدیدار شده بیش از هزار سال در جهان متمدن رواج داشته است و از آسیای صغیر و آسیای غربی به اروپا نیز رفته و در آنجا قرنها عده بسیاری از مردم پیرو این آئین بودهاند.
بدین گونه میتوان گفت نخستین دینی که آریاییان ایرانی پس از استقرار در ایران امروز و شهرنشین شدن تدوین کرده و به صورت شریعت مدونی درآوردهاند و از ایران بخارج رفته است. مهرپرستیست.
پرستندگان مهر غالبا آئین پرستش را در دخمههایی که در دل صخرهها میکندند و به عنوان جایگاه مقدس برمیگزیدند، برگزار میکردند و ترجیح میدادند که این پرستشگاهها در جاهایی باشند که چشمهای از خاکش میجوشید یا نهری از کنارش میگذشت. محراب پرستشگاه، کندهکاریای از میترا در حال قربانی کردن گاو داشت. کشتن گاو بدین صورت بود که میترا جانور وحی را رام میکرد و پایش را گرفته و به درون غارش میکشاند و آنگاه تیغی پهن در سینه حیوان فرو میکرد. میترا این قربانی را به فرمان خورشید میکرد و فرمان را "راون" نزدش میآورد. از کالبد بیجان قربانی بود که همه گونه گیاهان بیرون جهیدند.
مهرپرستان در مراسم دینی صورتک بر چهره میزدند و آرزوی برخورداری از جاودانگی شکوهمندی برای نو آیینیان که پیروان آیین خود را به کار و کردار آگاهانه تشویق میکردند و پشتیبانی موثر آنان از کوشش و تلاش در زندگی بیگمان موجب شهرت واعتبار آنها می گردید.
چون در دورهای از دوران هخامنشی میثره از خدایان بوده و نام او را با نام اهورمزده با هم آوردهاند و در یشتها نیز ذکری از میثره هست معلوم میشود که دین زرتشتی یا مزدیسنی و یا بهدین را میتوان دنباله مهرپرستی دانست و دین زرتشتی تقریبا اصلاحیست که بعدها در مهرپرستی کردهاند و رسالت زرتشت تا اندازهای اصلاح در مهرپرستی بودهاست. میثره را خدای روشنایی و راستگویی و پرهیزگاری وعهدو پیمان و راهنمای نیکوکاری میدانستهاند.
در دوره هخامنشیان هنوز در ایران میثره از خداوندان درجه اول بوده است و فرمانروایی که دست نشانده هخامنشیان بودهاند نیز به آن اعتقاد داشتهاند. به همین جهت در سراسر آسیای غربی انتشار یافته است و در نواحی مختلف آسیا و حتی در یونان جانشین ربالنوع آفتاب شده است.
به هر حال مهرپرستی یکی از ادیان پر سابقه در مین مردم ایرن باسان بود، این آئین را آریاها با خود آوردند و مهرپرستی به مدت دو هزار سال دیگر آئینها را تحتالشعاع خود قرر داد و بر ادیان یهود، مسیح و زرتشت تاثیر بسیار گذاشت.
"ویدن گرن" در کتاب "مانی و تعلیمات او" مینویسد: سلطه استثنائی مهر بحدی گسترش یافته بود که پرستش آن از حدود و شعور ایران هم فراتر رفته بود. آئین بزرگداشت این پرستش اسرار مهرپرستی نام داشت.
مهر از قرار معلوم در نواحی دور دست ایرانیالاصل و زمینههای کاملا مادی پرستش میشد زیرا در تعبیرت زروانی که براساس مذهب ملی ایرانی بود مقام والائی داشت. زروان که ارجمندترین خداوند آن زمان بود و خداوند زمان و سرنوشت شناخته میشد دارای مقامی بالاتر از آن بود که در کار بشر دخالت کند. پسر او اورمزد بود که با اهریمن که نیروی شیطانی شناخته میشد میجنگید. بین این دو، مهر که جنبه میانجی را داشت قرار گرفته بود و نجات بشر در دست او که میانجی نیرومندی بین نیکی و بدی بود قرار داشت. پس شخصیت و وجود مهر بود که به عقیده نجات بشر، بستگی داشت.
مهرپرستان هر سال درماه مهر، گاوی را زینت کرده و با جلال و جبروت به میدان آورده، آن را ذبخ میکردند. با اینکه بین روحانیون کلدانی که معرف عقاید و مراسم مذهب بودند با روحانیون آئین مهرپرستی اختلاف و تغییر اساسی وجود داشت، در عین حال در مراسم و اعمال مذهبی مهرپرستی، تغییر صورت نگرفت و سادگی اولیه خود را همچنان حفظ کرد. مراسم مذهبی مهرپرستی عاری از تزئین و آرایش معمول بود. مومنان به آیین، مراسم مذهبی را در غارها به جای میآوردند و معابد خود را نزدیک چشمهها و یا آب روان قرار میدادند تا غسل تعمید آسانتر انجام گیرد.
رومیان و یونانیان که تحت تاثیر آئین مهرپرستی قرار گرفته بودند، در داخل معبد و در انتهای آن، مجسمه یا حجاری برجسته "مهر" را نشان میدادند که در حال کشتن "گاو" است و از بدن آن انواع نبات میروید.
یکی از شاهدان عهد عتیق که هشتاد سال پس از حضرت عیسی(ع) میزیسته است، "میترا" را این گونه تعریف میکند: خدائی که زیر صخره غارهای ایرانی چمباتمه زده، شاخهای سرکش خود را میگرداند و باز میگرداند. بنابراین ظهور اولیه "میترا" در غاری از کوه بوده است. از این رو پیروان "میترا" معبدهای "مهر"ی را در مغارههای کوه یا در دل دخمهها بپا کرده و در آنجا به مراسم عبادت او قیام میکردند. تصویر "مهر" در پیکر جوانی نشان داده میشود که کلاه بلند مخروطی شکل که نوک آن به جلو خم شده، پوشیده و موهای پریشان گرداگرد صورت او را دربرگرفته و خنجری در پهلوی گاو نری فرو میکند.